فریمسازی خبری چیست؟ رسانه چگونه یک واقعیت را متفاوت روایت میکند؟
فریمسازی خبری چیست؟ رسانه چگونه یک واقعیت را متفاوت روایت میکند؟
ممکن است دو رسانه درباره یک اتفاق کاملاً واقعی و یکسان گزارش دهند، اما مخاطب پس از خواندن گزارشهای آنها به دو برداشت کاملاً متفاوت برسد.
آیا یکی از رسانهها حتماً دروغ گفته است؟
نه لزوماً.
گاهی تفاوت در انتخاب زاویه نگاه، تیتر، تصاویر، واژهها، افراد مورد مصاحبه، اطلاعات برجستهشده و اطلاعات حذفشده است. رسانه با این انتخابها، اتفاق را در یک «قاب» مشخص به مخاطب نشان میدهد.
به این فرایند فریمسازی خبری یا قاببندی رسانهای (News Framing) گفته میشود.
فریمسازی به این معنا نیست که هر نوع انتخاب رسانهای الزاماً دروغ یا عملیات روانی است. رسانه نمیتواند تمام جزئیات یک رویداد را در یک خبر منتشر کند. بنابراین ناچار است برخی جنبهها را انتخاب و برجسته کند.
مسئله از جایی مهم میشود که این انتخابها باعث شوند مخاطب، یک واقعیت پیچیده را تقریباً فقط از یک زاویه ببیند و درباره علت، مسئول، پیامد یا راهحل آن به سمت خاصی هدایت شود.
در این مقاله بررسی میکنیم فریمسازی خبری چیست، چگونه انجام میشود، چه تفاوتی با دروغ و سانسور دارد و چگونه میتوان آن را تشخیص داد.
فریمسازی خبری چیست؟
فریمسازی خبری یعنی انتخاب و برجستهکردن برخی جنبههای یک واقعیت و قرار دادن آنها در چارچوبی مشخص، بهگونهای که مخاطب رویداد را از زاویه خاصی درک و تفسیر کند.
رابرت انتمن، پژوهشگر شناختهشده حوزه ارتباطات، در مقاله معروف خود درباره فریمسازی توضیح میدهد که قاببندی میتواند با انتخاب برخی جنبههای واقعیت، آنها را در پیام برجستهتر کند. این مفهوم از دهه ۱۹۹۰ به یکی از مفاهیم مهم مطالعات رسانه تبدیل شده است.
برای سادهتر شدن موضوع، تصور کنید یک اتفاق در وسط یک اتاق رخ داده است.
دوربین نمیتواند تمام اتاق را همزمان به مخاطب نشان دهد.
اگر دوربین فقط یک گوشه اتاق را نشان دهد، چیزی که مخاطب میبیند واقعی است؛ اما تمام واقعیت نیست.
فریم خبری نیز تا حدی چنین عملکردی دارد.
رسانه از میان تعداد زیادی از اطلاعات موجود، بخشی را انتخاب میکند و در مرکز توجه قرار میدهد.
یک مثال ساده
فرض کنید در یک شهر، گروهی از مردم در اعتراض به یک تصمیم اقتصادی تجمع کردهاند.
یک رسانه ممکن است تیتر بزند:
«اعتراض مردم به افزایش هزینههای زندگی»
رسانه دیگری ممکن است بنویسد:
«تجمع و اختلال در نظم عمومی در مرکز شهر»
رسانه سوم ممکن است گزارش خود را اینگونه آغاز کند:
«تجمع گروهی از معترضان در واکنش به تصمیم اقتصادی دولت»
ممکن است هر سه رسانه درباره یک رویداد واقعی صحبت کنند.
اما مخاطب از هر تیتر، ابتدا با یک مسئله متفاوت مواجه میشود:
1- در تیتر اول، مسئله اصلی فشار اقتصادی است.
2-در تیتر دوم، مسئله اصلی نظم عمومی است.
3-در تیتر سوم، مسئله اصلی تصمیم دولت و واکنش جامعه است.
اتفاق یکی است؛ اما قاب متفاوت است.
چرا رسانهها از فریمسازی استفاده میکنند؟
فریمسازی فقط مخصوص رسانههای سیاسی یا شبکههای خبری نیست.
تقریباً هر گزارش خبری، به دلیل محدودیت زمان و فضا، مجبور به انتخاب است.
یک خبرنگار نمیتواند تمام جزئیات یک رویداد چندساعته را در یک گزارش چندصدکلمهای منتقل کند.
بنابراین باید تصمیم بگیرد:
1-چه چیزی در تیتر قرار بگیرد؟
2-کدام تصویر انتخاب شود؟
3-چه کسی مصاحبه کند؟
4-کدام آمار بیان شود؟
5-کدام بخش از ماجرا در ابتدای گزارش قرار بگیرد؟
6-از چه واژهای برای توصیف افراد استفاده شود؟
7-علت اصلی اتفاق چگونه توضیح داده شود؟
8-چه اطلاعاتی در متن قرار نگیرد؟
همین انتخابها میتوانند بر برداشت مخاطب تأثیر بگذارند.
به همین دلیل، درک فریمسازی یکی از مهارتهای مهم سواد رسانهای است.
فریمسازی چگونه اتفاق میافتد؟
فریمسازی میتواند از مسیرهای مختلفی انجام شود. گاهی حتی بدون اینکه مخاطب متوجه آن شود.
1-انتخاب تیتر
تیتر اولین چیزی است که بسیاری از مخاطبان میبینند.
به همین دلیل، انتخاب چند کلمه میتواند مسیر ذهنی مخاطب را مشخص کند.
فرض کنید یک شرکت اعلام کرده است که برای کاهش هزینهها، ۵۰۰ نفر از کارکنان خود را تعدیل میکند.
دو تیتر متفاوت را تصور کنید:
«شرکت برای نجات از بحران مالی هزینههای خود را کاهش داد»
یا:
«۵۰۰ کارمند شرکت از کار بیکار شدند»
هر دو تیتر ممکن است به یک اتفاق واقعی اشاره کنند.
اما اولی توجه مخاطب را به بحران مالی شرکت میبرد و دومی توجه را به از دست دادن شغل کارکنان معطوف میکند.
بنابراین هنگام خواندن خبر فقط نپرسید:
«این تیتر درست است یا غلط؟»
یک سؤال مهمتر هم بپرسید:
«چرا این بخش از واقعیت برای تیتر انتخاب شده است؟»
2-انتخاب واژهها
کلمات فقط اطلاعات منتقل نمیکنند؛ میتوانند بار عاطفی و ذهنی نیز داشته باشند.
برای مثال، یک گروه سیاسی یا اجتماعی ممکن است در یک رسانه:
1-«معترض» نامیده شود،
2-در رسانهای دیگر «اغتشاشگر»،
3-در رسانهای دیگر «فعال اجتماعی»،
4-و در رسانهای دیگر «تجمعکننده».
این واژهها الزاماً از نظر معنایی کاملاً یکسان نیستند.
هر کدام میتواند ذهن مخاطب را به سمت برداشت متفاوتی هدایت کند.
به همین دلیل، یکی از مهمترین پرسشهای سواد رسانهای این است:
«اگر همین اتفاق با واژه دیگری توصیف میشد، برداشت من تغییر میکرد؟»
3-انتخاب تصویر
گاهی تصویر از خود خبر تأثیرگذارتر است.
فرض کنید خبری درباره یک تجمع منتشر شده است.
رسانه میتواند تصویری انتخاب کند که در آن:
1-جمعیت آرام دیده میشود،
2-فردی عصبانی دیده میشود،
3-درگیری میان افراد دیده میشود،
4-نیروهای امنیتی دیده میشوند،
5-یا خسارت واردشده به اموال دیده میشود.
همه این تصاویر ممکن است مربوط به همان رویداد باشند.
اما هر تصویر، یک بخش متفاوت از واقعیت را برجسته میکند.
پژوهشهای جدید در حوزه تحلیل فریمسازی رسانهای نیز نشان میدهند که برای بررسی قاببندی خبر، فقط متن کافی نیست و تصاویر همراه خبر نیز میتوانند در ساخت معنا نقش داشته باشند.
نکته مهم
وقتی یک خبر را میخوانید، فقط متن را بررسی نکنید.
از خودتان بپرسید:
«چرا دقیقاً این تصویر انتخاب شده است؟»
4-انتخاب فردی که با او مصاحبه میشود
فرض کنید درباره افزایش قیمت یک کالا گزارش تهیه شده است.
خبرنگار میتواند با افراد مختلف صحبت کند:
1-مصرفکننده،
2-تولیدکننده،
3-فروشنده،
4-اقتصاددان،
5-مسئول دولتی،
6-فعال صنفی،
7-یا کارشناس مستقل.
هر کدام از این افراد، مسئله را از زاویه متفاوتی توضیح میدهند.
اگر گزارش فقط صدای یک گروه را به مخاطب نشان دهد، مخاطب ممکن است تصور کند همان دیدگاه، تمام مسئله است.
بنابراین باید پرسید:
«چه کسانی در این خبر صحبت میکنند و چه کسانی حضور ندارند؟»
5-برجستهسازی برخی اطلاعات
گاهی رسانه اطلاعاتی را حذف نمیکند، اما یک بخش را بسیار بیشتر از بخشهای دیگر برجسته میکند.
برای مثال، فرض کنید درباره وضعیت اقتصادی یک کشور گزارش منتشر میشود.
رسانه میتواند تمرکز خود را روی:
1-نرخ تورم،
2-رشد اقتصادی،
3-نرخ بیکاری،
4-افزایش دستمزد،
5-کاهش قدرت خرید،
6-صادرات،
7-یا سرمایهگذاری
قرار دهد.
همه این شاخصها میتوانند واقعی باشند.
اما انتخاب اینکه کدام شاخص در تیتر قرار بگیرد و کدام شاخص در چند پاراگراف بعدی ذکر شود، میتواند برداشت اولیه مخاطب را تغییر دهد.
6-حذف زمینه و اطلاعات زمینهای
یکی از مهمترین روشهای فریمسازی، ارائه یک واقعیت بدون زمینه کافی است.
مثلاً خبری منتشر میشود:
«قیمت یک کالا در یک سال ۵۰ درصد افزایش یافت.»
این جمله ممکن است درست باشد.
اما برای فهم کامل موضوع، سؤالهای دیگری مطرح میشود:
1-قیمت در سال قبل چقدر بوده است؟
2-قیمت در کشورهای دیگر چقدر تغییر کرده؟
3-آیا افزایش قیمت مربوط به یک ماه خاص است؟
4-آیا درآمد مردم نیز افزایش یافته است؟
5-علت افزایش قیمت چه بوده است؟
6-روند پنجساله چگونه بوده است؟
اگر فقط یک عدد را ببینیم، ممکن است نتیجهای بگیریم که با مشاهده تصویر کامل متفاوت باشد.
بنابراین یکی از مهمترین مهارتهای رسانهای این است:
«خبر را از زمینه آن جدا نکنیم.»
7-ترتیب ارائه اطلاعات
ترتیب اطلاعات نیز اهمیت دارد.
فرض کنید یک خبر اقتصادی ابتدا با این جمله شروع شود:
«قیمت مسکن در برخی مناطق افزایش یافته است.»
سپس در ادامه به عوامل مؤثر و دادههای تکمیلی اشاره کند.
حالا همان خبر را تصور کنید که با این جمله آغاز شود:
«قدرت خرید خانوارها کاهش یافته و بازار مسکن با رکود مواجه است.»
حتی اگر اطلاعات هر دو گزارش مشابه باشد، مخاطب ممکن است از همان ابتدا مسئله را متفاوت درک کند.
بنابراین در تحلیل یک خبر، فقط نپرسید:
«چه اطلاعاتی وجود دارد؟»
بلکه بپرسید:
«کدام اطلاعات اول به من گفته شد؟»
فریمسازی با دروغ چه تفاوتی دارد؟
این یکی از مهمترین نکات در بحث سواد رسانهای است.
فریمسازی الزاماً به معنای دروغ گفتن نیست.
ممکن است یک رسانه تمام جملات خبر خود را بر اساس اطلاعات واقعی بنویسد، اما با انتخاب خاص تیتر، تصویر، آمار، نقلقول و زمینه، مخاطب را به سمت برداشت مشخصی هدایت کند.
بنابراین باید میان چند مفهوم تفاوت قائل شد:
دروغ
ارائه یک ادعای خلاف واقع بهعنوان واقعیت.
تحریف
تغییر یا ارائه نادرست اطلاعات به شکلی که معنای اصلی آن تغییر کند.
سانسور
جلوگیری از انتشار یا دسترسی به بخشی از اطلاعات.
فریمسازی
انتخاب و برجستهسازی بخشهایی از واقعیت و قرار دادن آنها در یک چارچوب مشخص برای ارائه و تفسیر یک موضوع.
البته این مفاهیم میتوانند در عمل با یکدیگر ترکیب شوند.
برای مثال، یک گزارش ممکن است هم اطلاعات نادرست داشته باشد و هم از فریمسازی استفاده کند.
آیا فریمسازی همیشه عمدی است؟
خیر.
این نکته بسیار مهم است.
هر تفاوتی میان دو خبر الزاماً نتیجه یک توطئه یا دستور مستقیم نیست.
فریم خبر میتواند تحت تأثیر عوامل مختلفی شکل بگیرد؛ از جمله:
1-سیاستهای رسانه،
2-خطمشی سردبیر،
3-محدودیت زمانی،
4-محدودیت تعداد کلمات،
5-مخاطبان هدف،
6-ارزشهای خبری،
7-منابع در دسترس خبرنگار،
8-دیدگاه خبرنگار،
9-شرایط سیاسی و اجتماعی،
10-و حتی انتخاب تصاویر و تیتر برای جلب توجه.
«همانطور که نباید صرفاً بر اساس نوع روایت یک رسانه، آن را دروغگو یا معاند دانست، تشخیص تفاوت میان [رسانه منتقد و رسانه معاند] نیز نیازمند بررسی دقیق عملکرد و محتوای رسانه است.»
سؤال دقیقتر این است:
«این رسانه چه قاب یا زاویهای را برای روایت این اتفاق انتخاب کرده است و این انتخاب چه چیزی را برجسته یا کمرنگ کرده است؟»
فریمسازی چگونه نگاه ما را تغییر میدهد؟
ذهن انسان برای فهم موضوعات پیچیده از میانبرهای شناختی استفاده میکند.
وقتی یک خبر را میبینیم، معمولاً فرصت بررسی تمام ابعاد آن را نداریم.
بنابراین تیتر، تصویر، واژهها و اطلاعات اولیه میتوانند در شکلگیری برداشت اولیه ما نقش داشته باشند.
برای نمونه، یک مسئله اجتماعی میتواند با قابهای متفاوتی ارائه شود:
قاب اقتصادی
«این مسئله چه هزینهای برای اقتصاد دارد؟»
قاب امنیتی
«این مسئله چه تهدیدی برای امنیت ایجاد میکند؟»
قاب اجتماعی
«چه عواملی باعث شکلگیری این مسئله در جامعه شدهاند؟»
قاب انسانی
«این مسئله چه اثری بر زندگی افراد دارد؟»
قاب سیاسی
«چه تصمیمها و سیاستهایی در شکلگیری آن نقش داشتهاند؟»
هیچکدام از این زاویهها لزوماً بهخودیخود دروغ نیستند.
مسئله این است که اگر فقط یکی از این قابها را ببینیم، ممکن است تصویر ناقصی از واقعیت داشته باشیم.
تفاوت فریمسازی با «دستور کار رسانهای» چیست؟
فریمسازی با دستور کارگذاری یا Agenda Setting یکی نیست.
دستور کارگذاری بیشتر به این سؤال مربوط میشود:
«رسانه درباره چه موضوعی باعث میشود مردم بیشتر فکر کنند؟»
اما فریمسازی سؤال دیگری مطرح میکند:
«رسانه وقتی درباره آن موضوع صحبت میکند، آن را چگونه روایت میکند؟»
برای مثال:
رسانه ممکن است باعث شود مردم درباره تورم زیاد صحبت کنند.
این میتواند به دستور کارگذاری مربوط باشد.
اما اینکه تورم را با قاب:
1-سوءمدیریت،
2-تحریم،
3-افزایش نقدینگی،
4-فشار خارجی،
5-کاهش تولید،
6-یا مشکلات ساختاری
توضیح دهد، وارد حوزه فریمسازی میشود.
بنابراین میتوان بهصورت ساده گفت:
دستور کارگذاری میپرسد «درباره چه چیزی فکر کنیم؟»
و فریمسازی بیشتر میپرسد:
«آن موضوع را چگونه ببینیم؟»
چند نمونه ساده از فریمسازی خبری
برای اینکه مفهوم بهتر روشن شود، چند مثال فرضی را بررسی کنیم.
مثال اول: افزایش قیمت
یک رسانه:
«افزایش قیمت کالاها؛ فشار بیشتر بر خانوارها»
رسانه دیگر:
«افزایش هزینه تولید؛ عامل رشد قیمت کالاها»
رسانه سوم:
«دولت برای کنترل قیمتها برنامه جدید ارائه کرد»
یک اتفاق اقتصادی میتواند سه روایت متفاوت پیدا کند.
در اولی، مصرفکننده در مرکز توجه قرار دارد.
در دومی، تولیدکننده و هزینه تولید برجسته میشود.
در سومی، اقدام دولت محور خبر قرار میگیرد.
مثال دوم: مهاجرت
یک رسانه ممکن است بنویسد:
«مهاجرت نیروی متخصص و خروج سرمایه انسانی»
رسانه دیگری:
«جوانان در جستوجوی فرصتهای بهتر زندگی»
رسانه سوم:
«افزایش مهاجرت و چالشهای جمعیتی»
هر سه عنوان میتوانند به یک پدیده واحد اشاره کنند، اما هر کدام مسئله را از زاویه متفاوتی قاببندی میکنند.
چگونه فریمسازی خبری را تشخیص دهیم؟
برای تشخیص فریم خبری لازم نیست خبرنگار یا متخصص ارتباطات باشید.
چند سؤال ساده میتواند کمک کند.
1-تیتر چه چیزی را برجسته کرده است؟
اولین پیام خبر چیست؟
2-چه واژههایی انتخاب شدهاند؟
آیا واژهها بار عاطفی، مثبت یا منفی دارند؟
3-چه کسی در خبر صحبت میکند؟
چه کسانی منبع خبر هستند؟
4-چه کسی صحبت نمیکند؟
آیا دیدگاه مهم دیگری وجود دارد که در گزارش دیده نمیشود؟
5-چه تصویری انتخاب شده است؟
آیا تصویر، احساس خاصی ایجاد میکند؟
6-چه اطلاعاتی در خبر وجود ندارد؟
چه اطلاعاتی برای فهم کامل موضوع لازم است؟
7-خبر با چه زمینهای ارائه شده است؟
آیا سابقه و علت موضوع توضیح داده شده است؟
8-اگر همین خبر را رسانه دیگری منتشر کند، تیترش چه خواهد بود؟
این سؤال بسیار مهم است.
مقایسه چند رسانه درباره یک اتفاق، یکی از بهترین راههای تشخیص قابهای متفاوت است.
آیا با دیدن فریمسازی باید به همه رسانهها بیاعتماد شویم؟
خیر.
این یکی از برداشتهای اشتباه از سواد رسانهای است.
هدف سواد رسانهای این نیست که مخاطب به این نتیجه برسد:
«همه رسانهها دروغ میگویند.»
هدف این است که مخاطب بتواند بپرسد:
«این اطلاعات چگونه انتخاب و ارائه شدهاند؟»
حتی رسانهای که معمولاً قابل اعتماد است، ممکن است در یک خبر، زاویه خاصی را برجسته کند.
بنابراین اعتماد نباید جای تحلیل را بگیرد.
فریمسازی در شبکههای اجتماعی
فریمسازی فقط در تلویزیون، روزنامه و سایتهای خبری اتفاق نمیافتد.
شبکههای اجتماعی این فرایند را پیچیدهتر کردهاند.
یک خبر ممکن است ابتدا با یک تیتر منتشر شود، سپس کاربران:
1-بخشی از متن را جدا کنند،
2-یک جمله را برجسته کنند،
3-تصویر خاصی انتخاب کنند،
4-ویدئو را کوتاه کنند،
5-یا بخشی از یک مصاحبه را منتشر کنند.
در این مرحله، ممکن است مخاطب دیگر با خبر اولیه مواجه نباشد؛ بلکه با نسخهای قاببندیشده از نسخه اولیه روبهرو شود.
به همین دلیل، در عصر شبکههای اجتماعی باید یک سؤال دیگر نیز مطرح کنیم:
«این محتوا را چه کسی و در چه مرحلهای از انتشار قاببندی کرده است؟»
فریمسازی و ویدئوهای خبری
ویدئو نیز میتواند بهشدت قاببندی شود.
فرض کنید یک ویدئوی دهدقیقهای وجود دارد.
اگر رسانه فقط ۱۵ ثانیه از آن را منتشر کند، انتخاب همین ۱۵ ثانیه میتواند معنای متفاوتی ایجاد کند.
بنابراین هنگام دیدن کلیپهای کوتاه، این پرسشها را مطرح کنید:
1-ویدئوی کامل کجاست؟
2-این بخش از کدام قسمت ویدئو انتخاب شده است؟
3-قبل و بعد از این صحنه چه اتفاقی افتاده است؟
4-آیا تدوین انجام شده است؟
5-چه بخشهایی حذف شدهاند؟
گاهی برای فهم یک ویدئو،دیدن چند ثانیه قبل و بعد از بخش منتشرشده میتواند برداشت ما را تغییر دهد.
فریمسازی؛ واقعیت یا روایت؟
درک این موضوع یکی از پایههای مهم سواد رسانهای است:
«ما معمولاً خودِ رویداد را در رسانه نمیبینیم؛ روایت رسانه از رویداد را میبینیم. به همین دلیل، همانطور که در بحث [شکلدهی افکار عمومی توسط رسانه] بررسی کردیم، شیوه ارائه اطلاعات میتواند بر برداشت مخاطب از یک رویداد تأثیر بگذارد.»
رویداد در جهان واقعی اتفاق میافتد.
سپس خبرنگار، تصویربردار، سردبیر، رسانه، شبکه اجتماعی و حتی کاربران، هر کدام میتوانند در مسیر انتقال آن اطلاعات، انتخابهایی انجام دهند.
به همین دلیل، میان:
«آنچه اتفاق افتاده»
و
«آنچه درباره آن اتفاق میبینیم»
ممکن است فاصله وجود داشته باشد.
این فاصله همیشه به معنای دروغ نیست؛ اما باید آن را شناخت.
پنج سؤال طلایی برای تشخیص فریم خبری
اگر بخواهیم تمام این مقاله را در پنج سؤال خلاصه کنیم، هنگام مشاهده یک خبر از خودتان بپرسید:
1-چه چیزی برجسته شده است؟
رسانه میخواهد من بیشتر به چه چیزی توجه کنم؟
2-چه چیزی کمرنگ یا حذف شده است؟
چه اطلاعاتی میتواند تصویر کاملتری ارائه کند؟
3-چه واژهها و تصاویری انتخاب شدهاند؟
آیا انتخاب آنها احساس یا قضاوت خاصی ایجاد میکند؟
4-چه کسی روایت میکند؟
منبع اصلی این روایت چه کسی است و چه دیدگاههایی در آن حضور ندارند؟
5-اگر قاب را عوض کنیم چه میشود؟
اگر همان اتفاق را از زاویه دیگری ببینیم، آیا برداشت ما تغییر میکند؟
جمعبندی
فریمسازی خبری به معنای ساختن یک واقعیت جدید نیست.
رسانه معمولاً با یک واقعیت موجود مواجه است، اما باید از میان حجم زیادی از اطلاعات، بخشی را انتخاب، برجسته و در قالبی مشخص ارائه کند.
تیتر، واژهها، تصویر، منابع، ترتیب اطلاعات، زمینهسازی و حتی بخشهایی که در گزارش دیده نمیشوند، میتوانند در شکلگیری این قاب نقش داشته باشند.
بنابراین مخاطب باسواد رسانهای فقط نمیپرسد:
«آیا این خبر درست است؟»
بلکه سؤالهای بیشتری مطرح میکند:
«این خبر چگونه روایت شده است؟»
«چه چیزی در مرکز توجه قرار گرفته است؟»
«چه چیزی در حاشیه مانده است؟»
«چه چیزی حذف شده است؟»
و مهمتر از همه:
«اگر همین اتفاق را از قاب دیگری ببینم، آیا برداشت من تغییر میکند؟»
در دنیایی که بخش بزرگی از شناخت ما از اتفاقات، از طریق رسانه شکل میگیرد، توانایی دیدن قاب پشت خبر یکی از مهمترین مهارتهای سواد رسانهای است.
سوالات متداول
فریمسازی خبری چیست؟
فریمسازی خبری فرایندی است که طی آن رسانه برخی جنبههای یک رویداد را انتخاب و برجسته میکند و آنها را در چارچوبی مشخص به مخاطب ارائه میدهد. این انتخاب میتواند بر نحوه برداشت مخاطب از موضوع تأثیر بگذارد.
آیا فریمسازی همان دروغ گفتن است؟
خیر. فریمسازی الزاماً شامل اطلاعات نادرست نیست. ممکن است تمام اطلاعات یک خبر درست باشد، اما انتخاب تیتر، تصویر، واژهها یا زمینه باعث شود مخاطب موضوع را از زاویه خاصی ببیند.
آیا همه رسانهها فریمسازی میکنند؟
به معنای گسترده، هر رسانه برای تهیه خبر مجبور به انتخاب اطلاعات است. بنابراین نوعی قاببندی تقریباً در تمام فرایندهای خبری وجود دارد. مسئله مهم، شناخت نحوه قاببندی و بررسی میزان جهتدهی آن است.
چگونه فریمسازی خبری را تشخیص دهیم؟
با بررسی تیتر، واژهها، تصاویر، منابع خبر، اطلاعات حذفشده، زمینه گزارش و مقایسه روایت چند رسانه درباره یک رویداد میتوان فریم خبری را بهتر تشخیص داد.
تفاوت فریمسازی و سانسور چیست؟
سانسور به جلوگیری از انتشار یا دسترسی به اطلاعات اشاره دارد، در حالی که فریمسازی بیشتر به نحوه انتخاب، برجستهسازی و ارائه اطلاعات مربوط است. این دو مفهوم میتوانند در برخی موارد همزمان اتفاق بیفتند.
تفاوت فریمسازی و دستور کارگذاری چیست؟
دستور کارگذاری بیشتر درباره این است که رسانه چه موضوعاتی را در مرکز توجه عمومی قرار میدهد؛ فریمسازی درباره این است که همان موضوع چگونه روایت و تفسیر شود.
آیا تصویر هم میتواند باعث فریمسازی شود؟
بله. انتخاب تصویر میتواند یک جنبه خاص از رویداد را برجسته کند و بر برداشت اولیه مخاطب تأثیر بگذارد. به همین دلیل تحلیل رسانهای باید علاوه بر متن، عناصر تصویری خبر را نیز در نظر بگیرد.
چرا مقایسه چند رسانه برای تشخیص فریم مهم است؟
زیرا ممکن است رسانههای مختلف درباره یک رویداد واحد، تیتر، تصویر، منابع و زاویه متفاوتی انتخاب کنند. مقایسه این روایتها به مخاطب کمک میکند قابهای متفاوت را بهتر ببیند.
منابع مقاله
1. Robert M. Entman, Framing: Toward Clarification of a Fractured Paradigm, Journal of Communication, 1993. این مقاله یکی از منابع کلاسیک و مهم در نظریه فریمسازی است.
2. Scheufele, B., Framing Theory: Framing: Toward Clarification of a Fractured Paradigm – by Robert M. Entman (1993)، Palgrave/Springer، 2026.
3. Fletcher, R., The Impact of Greater News Literacy، Reuters Institute for the Study of Journalism.
4. Arora et al.,Multi-Modal Framing Analysis of News، 2025؛ پژوهشی درباره تحلیل همزمان فریمهای متنی و تصویری در اخبار.
دیدگاهتان را بنویسید
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.