رسانهها چگونه افکار عمومی را شکل میدهند؟ از انتخاب خبر تا تغییر نگاه مردم
رسانهها چگونه افکار عمومی را شکل میدهند؟ از انتخاب خبر تا تغییر نگاه مردم
تا به حال به این موضوع فکر کردهاید که چرا در یک روز مشخص، تقریباً همه درباره یک موضوع صحبت میکنند؟
ممکن است یک حادثه در گوشهای از جهان اتفاق بیفتد، اما ناگهان در شبکههای اجتماعی، تلویزیون، سایتهای خبری و گفتوگوهای روزمره به موضوع اصلی تبدیل شود.
در مقابل، ممکن است اتفاق مهم دیگری رخ دهد که میلیونها نفر حتی از آن باخبر نشوند.
این اتفاق یک سؤال مهم ایجاد میکند:
آیا رسانه فقط واقعیت را به ما اطلاع میدهد یا در تعیین اینکه درباره چه چیزی فکر کنیم و چگونه درباره آن فکر کنیم نیز نقش دارد؟
پاسخ کوتاه این است که رسانه میتواند بر موضوعاتی که برای جامعه مهم به نظر میرسند، زاویه نگاه مردم به یک مسئله و حتی معیارهایی که مردم با آن مسائل را ارزیابی میکنند، تأثیر بگذارد؛ اما این تأثیر به معنای کنترل کامل ذهن مردم نیست.
برای فهم تأثیر رسانه، نباید فقط به این سؤال توجه کنیم که:
«آیا این خبر درست است یا غلط؟»
بلکه باید سؤالهای بیشتری بپرسیم:
چرا این خبر انتخاب شد؟زمان انتشار آن چه دلیلی دارد؟چه چیزی باعث شده این بخش بیشتر برجسته شود؟ چه چیزی در حاشیه قرار گرفته است؟ و چرا این موضوع را با این زاویه روایت میکنند؟
این همان نقطهای است که سواد رسانهای اهمیت پیدا میکند.
افکار عمومی چیست؟
افکار عمومی را میتوان مجموعهای از نگرشها، برداشتها، قضاوتها و دیدگاههای رایج در میان بخشهایی از جامعه درباره موضوعات مختلف دانست.
در یک جامعه، الزاماً همه افراد درباره یک موضوع دیدگاه یکسانی ندارند.
ممکن است مردم درباره یک موضوع دیدگاههای متفاوتی داشته باشند، اما در یک مقطع زمانی، یک برداشت یا مسئله خاص بیشتر مورد توجه جامعه قرار بگیرد.
برای مثال تصور کنید درباره یک کشور، سه خبر منتشر شود:
1-رشد اقتصادی آن کشور
2-یک حادثه امنیتی
3-یک اختلاف سیاسی
اگر رسانهها در طول چند هفته تقریباً تمام تمرکز خود را روی خبرهای امنیتی قرار دهند، ممکن است تصویری که بخشی از مخاطبان از آن کشور در ذهن خود میسازند، بیشتر حول «ناامنی» شکل بگیرد.
این در حالی است که دو خبر دیگر نیز بخشی از واقعیت همان کشور هستند.
پس رسانه لزوماً برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی مجبور نیست دروغ بگوید.
گاهی انتخاب اینکه کدام بخش از واقعیت بیشتر دیده شود، خود میتواند بر برداشت مخاطب اثر بگذارد.
رسانه چگونه واقعیت را انتخاب میکند؟
هر روز هزاران اتفاق در کشورهای مختلف رخ میدهد، اما رسانه تنها بخشی از آنها را انتخاب میکند.

عوامل مختلفی مانند اهمیت سیاسی و اجتماعی، جذابیت خبری، نزدیکی جغرافیایی، زمان، مخاطب، سیاست تحریریه و منابع خبری میتوانند در این انتخاب نقش داشته باشند.
در نتیجه، انتخاب خبر را میتوان نخستین مرحله تأثیر رسانه بر افکار عمومی دانست.
فرض کنید در یک شهر، طی یک روز:
1-هزاران نفر در مسیر رفتوآمد خود با مشکل مواجه شدهاند.
2-دهها نفر در یک مسابقه ورزشی شرکت کردهاند.
3-یک درگیری کوچک در یک منطقه اتفاق افتاده است.
4-چند پروژه عمرانی نیز در حال اجرا بودهاند.
رسانه نمیتواند همه این اتفاقات را با اهمیت یکسان پوشش دهد.
اگر درگیری کوچک را به تیتر اصلی تبدیل کند و سایر اتفاقات را اصلاً پوشش ندهد، مخاطب ممکن است تصور کند «مهمترین اتفاق شهر» همان درگیری بوده است.
اینجاست که باید تفاوت میان واقعیت و واقعیتی که بیشتر دیده میشود را بشناسیم.
دستورکارگذاری رسانهای چیست؟
یکی از مهمترین نظریهها برای توضیح نقش رسانه در افکار عمومی، نظریه دستورکارگذاری رسانهای یا Agenda Setting است.

ایده اصلی ساده است:
رسانه الزاماً به مردم نمیگوید چه فکری داشته باشند؛ اما میتواند در تعیین اینکه مردم بیشتر درباره چه موضوعی فکر کنند نقش داشته باشد.
اگر رسانهها به صورت مداوم درباره موضوعاتی مانند تورم، بیکاری، مهاجرت، امنیت، فساد، محیط زیست، جنگ یا مسکن صحبت کنند، احتمال اینکه این موضوعات در گفتوگوهای عمومی نیز بیشتر مورد توجه قرار گیرند، افزایش پیدا میکند.
اما نکته مهم این است که دستورکارگذاری به معنای کنترل کامل افکار مردم نیست.
عوامل دیگری مانند تجربه شخصی، خانواده، دوستان، شرایط اقتصادی، فرهنگ، آموزش و رسانههای دیگر نیز بر افکار افراد اثر دارند.
رسانه چگونه یک موضوع را برجسته میکند؟
صرفاً انتشار یک خبر همیشه کافی نیست.
برای برجسته کردن یک موضوع، ابزارهای مختلفی در اختیار رسانه قرار دارد.
1-تیتر
تیتر اولین چیزی است که بسیاری از مخاطبان میبینند.
دو رسانه ممکن است درباره یک اتفاق واحد تیترهای متفاوتی انتخاب کنند.
مثلاً:
«افزایش قیمت یک کالا در بازار»
در مقابل:
«موج جدید گرانی، فشار بر مردم را افزایش داد»
ممکن است هر دو تیتر به یک اتفاق واقعی اشاره کنند، اما فضای ذهنی متفاوتی ایجاد میکنند.
در تیتر دوم، کلماتی مانند «موج»، «گرانی» و «فشار» احساس و برداشت خاصی را تقویت میکنند.
2-تصویر
تصویر گاهی حتی سریعتر از متن بر ذهن مخاطب اثر میگذارد.
برای مثال در پوشش یک تجمع، رسانه میتواند:
1-تصویری از جمعیت بسیار زیاد انتخاب کند؛
2-تصویری از یک درگیری انتخاب کند؛
3-تصویر چند نفر از افراد حاضر را نشان دهد؛
4-یا تصویری از یک فرد خاص منتشر کند.
هر تصویر، بخشی از واقعیت را نشان میدهد.
اما هیچ تصویر واحدی الزاماً تمام واقعیت را نشان نمیدهد.
بنابراین هنگام مشاهده یک تصویر خبری، باید پرسید:
این تصویر چه چیزی را نشان میدهد و چه چیزی را نشان نمیدهد؟
3-تکرار
تکرار یکی از سادهترین و در عین حال مهمترین ابزارهای رسانهای است.
اگر یک گزاره بارها و بارها در قالبهای مختلف دیده شود، شنیده شود یا درباره آن صحبت شود، احتمال اینکه برای مخاطب آشنا و قابل دسترس ذهنی شود افزایش پیدا میکند.
این به معنای آن نیست که «هر چیزی را به اندازه کافی تکرار کنیم، مردم حتماً آن را باور میکنند».
اما تکرار میتواند یک موضوع را در فضای عمومی برجسته و آشنا کند.
به همین دلیل، در سواد رسانهای باید میان «زیاد دیده شدن یک ادعا» و «درست بودن آن ادعا» تفاوت گذاشت.
تکرار، دلیل صحت نیست.
چارچوببندی رسانهای چیست؟
مرحله بعدی از انتخاب موضوع، انتخاب زاویه روایت است.
به این فرایند در مطالعات رسانهای، «چارچوببندی» یا Framing گفته میشود.
یک اتفاق واحد میتواند از چند زاویه متفاوت روایت شود.
برای مثال تصور کنید گروهی از مردم در خیابان تجمع کردهاند.
رسانه اول ممکن است آن را اینگونه روایت کند:
«تجمع اعتراضی شهروندان در واکنش به شرایط اقتصادی»
رسانه دوم ممکن است بگوید:
«اختلال در نظم عمومی در پی تجمع خیابانی»
رسانه سوم ممکن است روی رفتار نیروهای امنیتی تمرکز کند.
رسانه چهارم ممکن است روی خسارتهای اقتصادی ناشی از تعطیلی برخی فعالیتها تمرکز کند.

همه این رسانهها ممکن است درباره یک رویداد واقعی صحبت کنند.
اما مخاطب هر رسانه، واقعیت را از یک «قاب» متفاوت مشاهده میکند.
بنابراین یکی از مهمترین مهارتهای سواد رسانهای این است که به جای پرسیدن صرف این سؤال:
«کدام خبر درست است؟»
بپرسیم:
«این خبر از چه زاویهای روایت شده است؟»
یک اتفاق، چند روایت
فرض کنیم یک کشور با افزایش قیمت یک محصول مواجه شده است.
در یک روایت، افزایش قیمت ناشی از تحولات بازار جهانی معرفی میشود.
روایت دیگری، مدیریت داخلی را عامل اصلی افزایش قیمت میداند.
گروهی دیگر، رفتار سودجویانه برخی فعالان بازار را دلیل این افزایش عنوان میکنند.
در روایت چهارم نیز سیاستهای اقتصادی دولت به عنوان عامل اصلی مطرح میشود.
ممکن است هرکدام از این روایتها بخشی از واقعیت را در خود داشته باشند. با این حال، انتخاب علت، شخصیتها، آمار، تصویر و واژگان خاص میتواند چارچوب متفاوتی برای فهم یک مسئله ایجاد کند.
بنابراین در تحلیل رسانه باید بپرسیم:
«چه چیزی گفته شده و چه چیزی گفته نشده است؟»
برجستهسازی چگونه ذهن ما را هدایت میکند؟
رسانه فقط با انتخاب موضوع و زاویه روایت اثر نمیگذارد.
گاهی یک ویژگی خاص از یک موضوع آنقدر برجسته میشود که مخاطب هنگام فکر کردن به آن موضوع، همان ویژگی را سریعتر به یاد میآورد.
برای مثال اگر رسانهها یک سیاستمدار را بارها در ارتباط با «فساد» مطرح کنند، ممکن است هنگام شنیدن نام او، مفهوم فساد سریعتر در ذهن مخاطب فعال شود.
یا اگر یک کشور مرتباً در کنار واژههایی مانند «تهدید» یا «بحران» دیده شود، ممکن است مخاطب آن کشور را بیشتر از زاویه امنیتی ارزیابی کند.
این مسئله نشان میدهد که رسانه فقط درباره «چه چیزی» صحبت نمیکند؛ بلکه میتواند بر «کدام ویژگی از آن موضوع» نیز تمرکز کند.
احساسات؛ میانبری برای توجه
انسان فقط با منطق تصمیم نمیگیرد.
ترس، خشم، امید، هیجان، همدلی و نفرت میتوانند توجه ما را به شدت افزایش دهند.
به همین دلیل محتوایی که احساسات شدید ایجاد میکند، معمولاً ظرفیت بیشتری برای جلب توجه دارد.
یک خبر ممکن است کاملاً واقعی باشد، اما نحوه انتخاب تصویر، موسیقی، تیتر، کلمات و ترتیب ارائه اطلاعات میتواند احساس متفاوتی در مخاطب ایجاد کند.
برای مثال:
«حادثهای در شهر رخ داد.»
با:
«تصاویر تکاندهنده از حادثهای که شهر را شوکه کرد!»
از نظر اطلاعات اولیه ممکن است درباره یک اتفاق واحد صحبت کنند، اما شدت احساسی آنها یکسان نیست.
در سواد رسانهای باید یاد بگیریم که شدت احساس یک پیام را با میزان صحت آن اشتباه نگیریم.
یک خبر ممکن است بسیار هیجانانگیز باشد و در عین حال نیازمند راستیآزمایی جدی باشد.
رسانه چگونه با تکرار، یک موضوع را به مسئله عمومی تبدیل میکند؟
فرض کنید یک موضوع در روز اول فقط در یک رسانه مطرح شود.
در روز دوم، رسانه دیگری درباره همان موضوع صحبت میکند.
سپس یک تحلیلگر درباره این مسئله اظهارنظر میکند.
با ادامه پیدا کردن توجه رسانهای، چند کانال و صفحه اجتماعی نیز محتوا را بازنشر میکنند.
در نهایت، کاربران درباره موضوع به بحث و تبادل نظر میپردازند.
در این مرحله، موضوع دیگر فقط یک خبر نیست؛ بلکه تبدیل به موضوع گفتوگوی عمومی شده است.
این فرآیند میتواند میان رسانه، سیاستمداران، کاربران و شبکههای اجتماعی رفتوبرگشت داشته باشد.
بنابراین نباید تصور کنیم همیشه رسانه یک پیام را تولید میکند و جامعه صرفاً آن را دریافت میکند.
گاهی جامعه، کاربران، سیاستمداران و رسانهها در یک چرخه متقابل قرار میگیرند.
شبکههای اجتماعی چه تغییری ایجاد کردهاند؟
در گذشته، تعداد محدودی از رسانههای بزرگ نقش مهمی در تعیین اینکه چه چیزی به گوش مردم برسد داشتند.
امروز شرایط پیچیدهتر شده است.
کاربران دیگر فقط دریافتکننده خبر نیستند. آنها میتوانند خبر منتشر کنند، ویدئو بسازند، تحلیل ارائه دهند، مطالب دیگران را بازنشر کنند، درباره یک موضوع هشتگ ایجاد کنند یا حتی یک روایت را در مدت کوتاهی به هزاران نفر برسانند.
در کنار این فرصت، عامل مهم دیگری نیز وارد میدان شده است:
الگوریتمها.
شبکههای اجتماعی برای هر کاربر دقیقاً یک محتوای یکسان نمایش نمیدهند.
بر اساس رفتار کاربر، الگوریتمها میتوانند محتوایی را که احتمال تعامل بیشتری دارد در معرض دید او قرار دهند.
به همین دلیل، بررسی تأثیر رسانه در عصر شبکههای اجتماعی فقط به خبرنگار و سردبیر محدود نمیشود. الگوریتم، پلتفرم و رفتار خود کاربر نیز بخشی از این فرآیند هستند.
آیا الگوریتمها افکار ما را کنترل میکنند؟
خیر؛ این بیان بیش از حد سادهسازی شده است.
الگوریتمها میتوانند بر آنچه بیشتر میبینیم اثر بگذارند، اما اینکه فرد در نهایت چه چیزی را باور کند به عوامل بسیار بیشتری بستگی دارد.
تحصیلات، تجربه شخصی، خانواده، دوستان، باورهای قبلی، اعتماد به منبع، شرایط اجتماعی و حتی نیازهای روانی فرد در نحوه دریافت پیام نقش دارند.
بنابراین الگوریتم را باید بخشی از محیط اطلاعاتی انسان دانست، نه یک دستگاه جادویی برای کنترل ذهن.
حباب اطلاعاتی چیست؟
وقتی فرد بیشتر و بیشتر در معرض محتواهایی قرار میگیرد که با علایق یا باورهای قبلی او هماهنگ هستند، ممکن است بخشهایی از واقعیت که خارج از این محدوده قرار دارند کمتر دیده شوند.
در این شرایط، فرد ممکن است احساس کند:
«همه همین نظر را دارند.»
در حالی که واقعیت میتواند متفاوت باشد.

برای مثال، اگر فردی فقط صفحات موافق با یک دیدگاه سیاسی را دنبال کند و تقریباً هیچ محتوای مخالفی نبیند، ممکن است تصور کند دیدگاه او بسیار گستردهتر از واقعیت است.
به همین دلیل، یکی از اصول مهم سواد رسانهای این است که گاهی عمداً به سراغ منابع متفاوت برویم و ببینیم روایتهای دیگر درباره یک موضوع چیست.
چرا گاهی فکر میکنیم «همه دارند درباره یک موضوع حرف میزنند»؟
این احساس میتواند نتیجه ترکیب چند عامل باشد:
1-برجستهسازی رسانهای
موضوع بیشتر در رسانهها دیده میشود.
2-تکرار
پیام در قالبهای مختلف دوباره و دوباره دیده میشود.
3-بازنشر کاربران
مردم همان محتوا را در شبکههای اجتماعی منتشر میکنند.
4-الگوریتم
پلتفرم محتوای مرتبط بیشتری به کاربر نشان میدهد.
5-گفتوگوی اجتماعی
موضوع وارد مکالمات روزمره میشود.
در نتیجه ممکن است فرد در یک بازه کوتاه با یک موضوع بارها مواجه شود و تصور کند:
«کل جامعه درگیر این موضوع است.»
در حالی که باید میان میزان دیده شدن یک موضوع و میزان اهمیت واقعی آن در کل جامعه تفاوت قائل شد.
آیا رسانه میتواند هر چیزی را به مردم بقبولاند؟
این یکی از مهمترین پرسشهای سواد رسانهای است.
پاسخ این است:
خیر.
رسانه قدرتمند است، اما همهتوان نیست.
مخاطبان دارای تجربه، دانش، باور و منابع اطلاعاتی متفاوت هستند.
علاوه بر این، رسانههای مختلف با یکدیگر رقابت میکنند و مردم نیز میتوانند اطلاعات را از خانواده، دوستان، تجربه شخصی، منابع تخصصی و رسانههای دیگر دریافت کنند.
بنابراین جملهای مانند:
«رسانه هرچه بگوید مردم همان را باور میکنند»
نه از نظر علمی دقیق است و نه به ما در فهم درست سواد رسانهای کمک میکند.
بیان دقیقتر این است:
رسانه میتواند بر آنچه مردم میبینند، درباره آن صحبت میکنند و چگونگی تفسیر برخی مسائل اثر بگذارد؛ اما نتیجه نهایی به تعامل میان پیام رسانه، ویژگیهای مخاطب و محیط اجتماعی بستگی دارد.
رسانه چگونه بدون دروغ گفتن میتواند تصویر متفاوتی بسازد؟
این بخش بسیار مهم است.
گاهی تصور میکنیم تنها راه فریب مخاطب، انتشار خبر جعلی است.
در حالی که یک پیام میتواند از اطلاعات واقعی تشکیل شده باشد، اما همچنان تصویری ناقص یا جهتدار ایجاد کند.
برای مثال فرض کنید یک رسانه درباره یک کشور فقط از:
1-جرم و جنایت
2-اعتراض
3-تورم
4-مشکلات اجتماعی
گزارش منتشر کند.
اگر تمام این گزارشها واقعی باشند، نمیتوان گفت رسانه الزاماً دروغ گفته است.
اما اگر مخاطب فقط همین بخش از واقعیت را ببیند، ممکن است تصویر بسیار متفاوتی از آن کشور نسبت به زمانی داشته باشد که همزمان درباره:
1-رشد علمی
2-تولید
3-آموزش
4-فرهنگ
5-پیشرفت فناوری
6-زندگی روزمره مردم
نیز اطلاعات دریافت کند.
بنابراین در تحلیل رسانه باید میان سه مفهوم تفاوت گذاشت:
دروغ، واقعیت ناقص و واقعیت گزینششده.
هر سه از نظر رسانهای یکسان نیستند.
هنگام دیدن یک خبر چه سؤالاتی بپرسیم؟
برای مقابله با تأثیرات ناخواسته رسانه، لازم نیست به همه رسانهها بیاعتماد شویم.
برعکس، باید فعالانه و انتقادی مصرف رسانهای داشته باشیم.
هنگام مشاهده یک خبر، این سؤالات را از خود بپرسید:
سؤال اول: چه کسی این خبر را منتشر کرده است؟
ابتدا منبع خبر را بررسی کنید. نام رسانه، سابقه آن و منبع اولیه اطلاعات را ببینید. همچنین مشخص کنید که خبر بر اساس گزارش مستقیم منتشر شده یا از منبع دیگری نقل شده است.
سؤال دوم: چرا این خبر الان مهم شده است؟
زمان انتشار خبر نیز اهمیت دارد. بررسی کنید چه اتفاق جدیدی رخ داده و آیا موضوع تازهای مطرح شده است یا یک مسئله قدیمی دوباره در مرکز توجه قرار گرفته است.
سؤال سوم: چه چیزی برجسته شده است؟
تیتر، تصویر و متن روی کدام بخش تمرکز دارند؟
سؤال چهارم: چه چیزی حذف شده است؟
آیا اطلاعاتی وجود دارد که برای فهم کامل ماجرا ضروری باشد اما در خبر دیده نمیشود؟
سؤال پنجم: از چه واژههایی استفاده شده است؟
آیا زبان خبر صرفاً توصیفی است یا احساساتی مانند ترس، خشم و هیجان را نیز تحریک میکند؟
سؤال ششم: رسانه دیگری این اتفاق را چگونه روایت کرده است؟
اگر دو رسانه درباره یک رویداد گزارش دادهاند، تفاوت تیتر، تصویر، آمار و زاویه روایت آنها چیست؟
سؤال هفتم: آیا «زیاد دیده شدن» را با «درست بودن» اشتباه کردهام؟
این سؤال شاید یکی از مهمترین سؤالات سواد رسانهای باشد.

چگونه بفهمیم رسانه در حال شکلدهی به افکار عمومی است؟
هیچ علامت واحدی وجود ندارد که با دیدن آن بتوانیم بگوییم «این رسانه قصد دارد افکار عمومی را شکل دهد».
اما چند نشانه میتوانند برای تحلیل پیام مفید باشند:
1-تمرکز غیرعادی روی یک موضوع
2-تکرار مداوم یک گزاره
3-استفاده از واژههای احساسی
4-انتخاب تصاویر خاص
5-حذف زمینه و سابقه خبر
6-ارائه یک علت به عنوان تنها علت ممکن
7-نادیده گرفتن دیدگاههای رقیب
8-استفاده مداوم از کارشناسان همسو
9-تبدیل یک موضوع فرعی به مسئله اصلی
10-ایجاد احساس اینکه «همه مردم همین نظر را دارند»
وجود یکی از این موارد به تنهایی به معنای عملیات روانی یا دستکاری نیست.
اما کنار هم قرار گرفتن چند مورد از آنها میتواند ارزش بررسی بیشتری داشته باشد.
تفاوت اطلاعرسانی و اثرگذاری رسانهای چیست؟
هر اطلاعرسانی الزاماً عملیات روانی نیست.
رسانه برای انجام وظیفه خود باید انتخاب کند، خلاصه کند، تیتر بزند و زاویهای برای روایت انتخاب کند.
بنابراین هر انتخاب رسانهای را نباید دستکاری دانست.
مسئله زمانی جدیتر میشود که انتخاب و ارائه اطلاعات به شکل سیستماتیک برای ایجاد برداشت خاصی انجام شود و مخاطب نیز از بخشهای مهم واقعیت بیخبر بماند.
اینجاست که مفاهیمی مانند تبلیغات، پروپاگاندا، عملیات روانی و دستکاری اطلاعات اهمیت پیدا میکنند.
برای شناخت دقیقتر این مفاهیم، مقاله «رسانه معاند چیست؟ تفاوت رسانه منتقد و رسانه معاند» میتواند ادامه مناسبی برای این بحث باشد.
همچنین برای فهم این موضوع که اساساً آیا میتوان از یک رسانه انتظار بیطرفی کامل داشت، مقاله «آیا رسانه بیطرف وجود دارد؟» مکمل این بحث است.
رسانه قدرتمند است؛ اما مخاطب هم منفعل نیست
یکی از اشتباهات رایج در بحث سواد رسانهای این است که مخاطب را موجودی کاملاً منفعل تصور کنیم.
واقعیت پیچیدهتر است.
رسانه پیام را تولید میکند، اما مخاطب آن را تفسیر میکند.
یک خبر ممکن است برای یک نفر قانعکننده باشد و برای دیگری کاملاً غیرقابل قبول.
یک تصویر ممکن است برای یک فرد ترسناک باشد و برای فرد دیگر اهمیت چندانی نداشته باشد.
بنابراین اثر رسانه حاصل تعامل میان چند عامل است:
پیام رسانه + ویژگیهای مخاطب + شرایط اجتماعی + تجربه قبلی + منابع اطلاعاتی دیگر
به همین دلیل، سواد رسانهای قرار نیست ما را از همه رسانهها دور کند.
هدف آن است که مصرفکننده منفعل رسانه نباشیم.
جمعبندی؛ رسانه فقط خبر نمیدهد
رسانهها یکی از مهمترین بازیگران محیط اطلاعاتی جامعه هستند.
آنها با انتخاب خبر، تعیین میزان پوشش، تیتر، تصویر، ترتیب اطلاعات، چارچوببندی، تکرار و برجستهسازی میتوانند بر اینکه مردم به چه موضوعاتی توجه کنند و چگونه برخی مسائل را ببینند اثر بگذارند.
در عصر شبکههای اجتماعی، این فرآیند پیچیدهتر شده است؛ زیرا کاربران، الگوریتمها، اینفلوئنسرها، سیاستمداران و رسانههای سنتی همگی در شکلگیری دستورکار عمومی نقش دارند.
اما نباید از این واقعیت به این نتیجه برسیم که رسانه میتواند ذهن مردم را به طور کامل کنترل کند.
رسانه میتواند بر میدان توجه ما اثر بگذارد؛ اما تصمیم نهایی درباره باور کردن یا نکردن یک پیام، نتیجه تعامل عوامل متعدد است.
بنابراین مهمترین مهارت سواد رسانهای این نیست که به رسانهها اعتماد کنیم یا به همه آنها بدبین باشیم.
بلکه باید یاد بگیریم:
چه چیزی در برابر چشمان ما قرار گرفته است؟
کدام بخش از واقعیت ممکن است از دید ما پنهان مانده باشد؟
انتخاب این محتوا را چه کسی انجام داده است؟
چرا این موضوع برجسته شده است؟
از چه زاویهای روایت شده است؟
و در نهایت:
آیا آنچه زیاد میبینیم، واقعاً همان چیزی است که بیشترین اهمیت را دارد؟
این پرسشها میتوانند فاصله میان «مصرف رسانه» و «فهم رسانه» را برای مخاطب مشخص کنند.
سؤالات متداول
رسانه چگونه بر افکار عمومی تأثیر میگذارد؟
رسانه از طریق انتخاب موضوع، برجستهسازی، تیتر، تصویر، تکرار، چارچوببندی و تعیین میزان پوشش میتواند بر موضوعاتی که برای افکار عمومی مهم به نظر میرسند و نحوه برداشت از آنها اثر بگذارد.
آیا رسانه میتواند افکار مردم را کنترل کند؟
خیر. رسانه میتواند بر توجه، برداشت و نگرش افراد اثر بگذارد، اما نمیتواند به صورت مطلق افکار همه مردم را کنترل کند. تجربه شخصی، خانواده، فرهنگ، تحصیلات، باورهای قبلی و منابع اطلاعاتی دیگر نیز مؤثر هستند.
دستورکارگذاری رسانهای چیست؟
دستورکارگذاری یعنی رسانه با برجسته کردن برخی موضوعات میتواند بر میزان اهمیت آن موضوعات در ذهن افکار عمومی اثر بگذارد. این نظریه بیشتر درباره این موضوع است که مردم درباره «چه چیزی» بیشتر فکر کنند، نه اینکه الزاماً «چه نظری» درباره آن داشته باشند.
چارچوببندی رسانهای چیست؟
چارچوببندی به نحوه انتخاب و ارائه زاویه یک مسئله اشاره دارد. یک اتفاق واحد میتواند با تمرکز بر جنبه اقتصادی، سیاسی، امنیتی، اجتماعی یا انسانی روایت شود و هر چارچوب میتواند برداشت متفاوتی ایجاد کند.
آیا تکرار یک خبر باعث باور کردن آن میشود؟
تکرار میتواند یک پیام را آشنا و برجسته کند، اما تکرار به تنهایی دلیل درست بودن یک ادعا نیست. هر خبر یا ادعای تکرارشونده همچنان باید بررسی و راستیآزمایی شود.
آیا رسانه حتماً برای تأثیرگذاری باید دروغ بگوید؟
خیر. رسانه میتواند بدون انتشار دروغ، با انتخاب گزینشی اطلاعات، زاویه روایت، تیتر، تصویر یا میزان پوشش یک موضوع بر برداشت مخاطب اثر بگذارد.
الگوریتم شبکههای اجتماعی چه نقشی در افکار عمومی دارد؟
الگوریتمها میتوانند بر محتوایی که کاربران بیشتر میبینند اثر بگذارند. این مسئله میتواند محیط اطلاعاتی افراد را تغییر دهد، اما به معنای کنترل کامل باورها و افکار آنها نیست.
چگونه در برابر تأثیرگذاری رسانهها مقاوم شویم؟
با افزایش سواد رسانهای، بررسی منبع خبر، مقایسه چند منبع، توجه به تیتر و تصویر، شناسایی زبان احساسی، بررسی اطلاعات حذفشده و تفکیک «زیاد دیده شدن» از «درست بودن».
منابع مقاله
Oxford Research Encyclopedia of Communication — Agenda Setting and Journalism
Agenda Setting and Journalism – Oxford Academic
Springer Nature — Media Agenda Setting
Media Agenda Setting – Springer Nature
Oxford Academic — Framing, Agenda Setting, and Priming
Framing, Agenda Setting, and Priming – Oxford Academic
Cambridge University Press — Media Framing and Its Effects
Media Framing of a Civil Liberties Conflict – Cambridge Core
UNESCO — Media and Information Literacy
Media and Information Literacy – UNESCO
UNESCO — Do you trust what you watch or read
Do you trust what you watch or read? – UNESCO
Pew Research Center — How Americans Get News on TikTok, X, Facebook and Instagram
How Americans Get News on Social Platforms – Pew Research Center
دیدگاهتان را بنویسید
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.