جستجو برای:
  • خانه
  • موضوعات
    • تجربیات تاریخی
      • تجربه نگاری تاریخ پهلوی
      • تجربه نگاری تاریخ کشورهای توسعه یافته
      • تجربه نگاری کشورهای مستعمره
    • سوالات و شبهات
      • سوالات و شبهات سیاسی
      • سوالات و شبهات اقتصادی
      • سوالات و شبهات اجتماعی
    • سواد رسانه
      • تکنیک های عملیات روانی
    • دشمن شناسی
    • رویدادهای جهانی
    • منابع معتبر
  • برترین رسانه ها
  • دوره های آموزشی
  • درباره ما
  • تماس با ما
بی نقاب
ورود
[suncode_otp_login_form]
گذرواژه خود را فراموش کرده اید؟
عضویت
[suncode_otp_registration_form]

داده های شخصی شما برای پشتیبانی از تجربه شما در این وب سایت، برای مدیریت دسترسی به حساب کاربری شما و برای اهداف دیگری که در سیاست حفظ حریم خصوصی ما شرح داده می شود مورد استفاده قرار می گیرد.

بی نقاب
  • خانه
  • موضوعات
    • تجربیات تاریخی
      • تجربه نگاری تاریخ پهلوی
      • تجربه نگاری تاریخ کشورهای توسعه یافته
      • تجربه نگاری کشورهای مستعمره
    • سوالات و شبهات
      • سوالات و شبهات سیاسی
      • سوالات و شبهات اقتصادی
      • سوالات و شبهات اجتماعی
    • سواد رسانه
      • تکنیک های عملیات روانی
    • دشمن شناسی
    • رویدادهای جهانی
    • منابع معتبر
  • برترین رسانه ها
  • دوره های آموزشی
  • درباره ما
  • تماس با ما
شروع کنید

وبلاگ

بی نقاب > اخبار > سوالات و شبهات > سوالات و شبهات اقتصادی > چرا جمهوری اسلامی مسیر پیشرفت عربستان را انتخاب نمی کند؟(خام فروشی عربستان)

چرا جمهوری اسلامی مسیر پیشرفت عربستان را انتخاب نمی کند؟(خام فروشی عربستان)

27 اردیبهشت 1404
ارسال شده توسط بی نقاب
سوالات و شبهات اقتصادی
eghtesad-arabestan

خام‌فروشی؛ مسیری هموار اما پرخطر

در پاسخ به این سؤال باید به آسیب‌هایی که مدیریت کشور از ناحیه خام‌فروشی به آن دچار می‌شود، اشاره کرد. چرا که برخی به دنبال تجویز نسخه مشابهی مانند عربستان برای کشور ما هستند.

این کشور بر فروش نفت تکیه کرده و بدون توجه به حرکت در مسیر تقویت تولید، همه مایحتاج خود را از بیرون وارد می‌کند. چنین کشورهایی پا در مسیری می‌گذارند که به ظاهر هموار است؛ اما انتهای این مسیر هموار، آن‌ها را به صخره، پرتگاه یا بن‌بست می‌رساند.

وابستگی به ارز خارجی چگونه شکل می‌گیرد؟

وقتی یک کشور صرفاً بر کسب درآمد از خام‌فروشی تکیه می‌کند و با درآمد ارزی حاصل، سایر مایحتاج خود را از خارج تهیه می‌کند، به ارز خارجی برای تأمین واردات بسیار وابسته می‌شود.

کشورهایی که در این مسیر وارد شده‌اند، مانند کشورهای حوزه خلیج فارس و عربستان، به شدت به دلار آمریکا وابسته‌اند. آن‌ها ترجیح داده‌اند برای جلوگیری از نوسان قیمت‌ها در اقتصادشان، نرخ دلار را سالیان طولانی در یک عدد مشخص میخکوب کنند.

این مسئله باعث می‌شود که قیمت دلار در این کشورها، قیمتی غیرواقعی و ارزان‌تر از ارزش واقعی آن باشد. زیرا در حالت طبیعی، نرخ ارز باید متناسب با شرایط اقتصادی افزایش یابد، اما میخکوب شدن آن بر یک قیمت مشخص، موجب می‌شود قیمت آن پایین‌تر از مقدار واقعی باشد.

چرا واردات از تولید به‌صرفه‌تر می‌شود؟

در چنین شرایطی، واردات همواره در این کشورها از تولید به‌صرفه‌تر است. زیرا کالای مصرفی با دلاری ارزان‌تر از قیمت واقعی وارد می‌شود، در حالی که هزینه تولید بیشتر از آن است.

بنابراین، واردات همیشه ارزان‌تر و تولید همواره گران‌تر خواهد بود. در نتیجه، تولید داخلی به تدریج تضعیف می‌شود و نیازمندی‌هایی که پیش‌تر از طریق تولید داخل تأمین می‌شدند، باید از طریق واردات تهیه شوند.

این مسئله تقاضا برای واردات را افزایش داده و در نهایت، وابستگی کشور به ارز خارجی را بیشتر می‌کند.

وابستگی در حوزه خدمات و نیروی انسانی

از طرف دیگر، وقتی ارز با حمایت دولتی ارزان‌تر از واقعیت تأمین می‌شود، خدمات شرکت‌های خارجی نیز ارزان‌تر به نظر می‌رسد. در نتیجه، شرکت‌های خارجی انجام بخش خدماتی کشور را با قیمت‌های دلاری خودشان تقبل می‌کنند.

از آنجا که دلار در این کشورها ارزان‌تر تأمین می‌شود، این شرکت‌ها ترجیح می‌دهند برای کاهش هزینه‌ها از کارگران خارجی استفاده کنند؛ زیرا استخدام نیروی کار داخلی برای آن‌ها گران‌تر است.

شرکت‌هایی که با قیمت‌های جهانی فعالیت می‌کنند، اگر بخواهند کارگر بومی استخدام کنند، باید دستمزدی در سطح کشورهای دیگر جهان، مانند کشورهای اروپایی، پرداخت کنند. در این صورت، فعالیت اقتصادی برای آن‌ها صرفه کمتری خواهد داشت.

به همین دلیل، این شرکت‌ها به کارگران مهاجر خارجی ارزان‌تر پناه می‌آورند. در نتیجه، کشور به خارجی‌ها نه تنها در واردات کالا، بلکه در واردات خدمات، نیروی انسانی، فناوری و در مجموع به ارز خارجی وابسته‌تر می‌شود.

افزایش خروج ارز از کشور

در واقع، مشکلی که برای کشور به وجود می‌آید این است که خروج ارز از کشور روندی افزایشی پیدا می‌کند و این مسئله تنها به واردات محدود نمی‌شود.

حتی شرکت‌های خارجی که وارد این کشور شده‌اند، قصد دارند سود حاصل از فعالیت خود را به دلار تبدیل کرده و از کشور خارج کنند. بنابراین، تقاضا نسبت به عرضه دلار به صورت پیوسته افزایش پیدا می‌کند.

کارگران خارجی نیز پس از کسب درآمد، می‌خواهند دستمزد ریالی خود را به دلار تبدیل کرده و برای خانواده‌هایشان ارسال کنند.

تقاضای ارزی کارگران خارجی در عربستان، که حدود نیمی از جمعیت این کشور را تشکیل می‌دهند، برای ارسال درآمد خود به خانواده‌هایشان سالانه حدود ۴۰ میلیارد دلار است؛ یعنی رقمی معادل حدود یک و نیم برابر فروش سالیانه نفت ایران.

این مسئله باعث شده است که تقاضا برای ارز در عربستان روندی رو به رشد داشته باشد و دیگر فروش نفت و ذخایر ارزی این کشور پاسخگوی این حجم از تقاضا نباشد.

استقراض خارجی؛ راهکار موقت اقتصاد نفتی

در چنین شرایطی، عربستان به استقراض خارجی روی آورده است. این استقراض به‌ویژه زمانی ضروری‌تر می‌شود که قیمت نفت و درآمدهای حاصل از آن، به دلیل نوسانات بازارهای جهانی کاهش پیدا کند.

نمونه این وضعیت از سال ۲۰۱۴ مشاهده شد که اقتصاد عربستان با مشکلات جدی روبه‌رو شد.این کشور از آن زمان تاکنون برای جبران کسری بودجه و کمبود منابع ارزی خود، استقراض‌های قابل توجهی انجام داده است.

نسبت بدهی خارجی عربستان به ذخایر ارزی این کشور از حدود دو درصد به ۵۵ درصد رسیده است. در حال حاضر، عربستان بیش از ۳۰۰ میلیارد دلار استقراض خارجی دارد و ذخایر ارزی آن نیز از حدود ۷۰۰ میلیارد دلار به ۴۷۰ میلیارد دلار کاهش یافته است.

پیامدهای سیاسی وابستگی اقتصادی

با این وضعیت، دیگر کشورها تمایل کمتری به وام دادن به عربستان دارند. زیرا تکیه بر دلار، آن هم در شرایطی که ارزش آن در سطح جهانی با چالش‌هایی مواجه است، آینده روشنی را تضمین نمی‌کند.

از این رو، کشورهایی مانند عربستان مجبور شده‌اند به سمت اقتصاد چین حرکت کنند. عربستان برای آنکه بتواند با چین معاملات راهبردی داشته باشد و به جای دلار از یوآن استفاده کند، هزینه‌های سیاسی قابل توجهی پرداخته است.

یکی از این هزینه‌های سیاسی، عقب‌نشینی از برخی سیاست‌های خارجی، مانند سیاست عادی‌سازی روابط با اسرائیل و سیاست مقابله با ایران بوده است.

عربستان، به دلیل تمایل به گسترش روابط اقتصادی با چین، ناچار بوده ملاحظات سیاسی جدیدی را نیز در نظر بگیرد. از این رو، ارتباط خود را با ایران از سر گرفته و نسبت به اسرائیل موضع منفی‌تر و نسبت به حماس موضعی مثبت‌تر اتخاذ کرده است.

نقل قول از: کتاب یک صندوق شبهه(پاسخ به شبهات برگزیده جامعه-اندیشکده راهبردی سعداء)

منابع:

[1] data.worldbank.org/indicator/FI.RES.TOTL.CD?locations=SA

[2] www.irna.ir/news/81752515

قبلی توافق لیبی با آمریکا در سال ۲۰۰۳ / رونق اقتصادی یا مقدمه‌ای برای فروپاشی؟
بعدی چرا ارزش پول ملی روز به روز کمتر می شود و تورم افزایش می یابد؟

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.

جستجو برای:
پشتیبانی

توجه: این بخش از پیشخوان ← نمایش ← ابزارک ها ← نوار کناری وبلاگ قابل ویرایش است

دسته‌ها
  • تجربه نگاری تاریخ پهلوی
  • تجربه نگاری کشورهای مستعمره
  • تکنیک های عملیات روانی
  • سواد رسانه
  • سوالات و شبهات
  • سوالات و شبهات اقتصادی
  • سوالات و شبهات سیاسی
برچسب‌ها
آنچه در دیگر کشورها می گذردآینده اقتصاد عربستاناقتصاد ایرانچرا دلار در عربستان ثابت استچرا رابطه آمریکا و عربستان خوب است؟چیکار کنیم مثل عربستان بشیم؟رابطه عربستان و چینشبهات اقتصادیعلت ارتباط عربستان با چینعلت از سرگیری ارتباط عربستان با ایرانعلت پیشرفت عربستان چیست؟علت ثابت بودن نرخ دلار در عربستانعلت ثابت بودن نرخ دلار در کشورهای حاشیه خلیج فارسعواقب نفت فروشی عربستانمقایسه اقتصاد ایران و عربستانمقایسه ایران و عربستاننرخ دلار در عربستاننقش چین در رابطه ایران و عربستانوضعیت اقتصاد عربستان
تمامی حقوق این وبگاه متعلق به سایت بی نقاب می باشد.