«اگر انقلاب نمیشد ژاپن میشدیم!»؛ پس چرا بند تنبان و وازلین را هم وارد میکردیم؟

سالهاست که طرفداران حکومت پهلوی یک جمله را مدام تکرار میکنند: «اگر انقلاب نمیشد، ایران امروز ژاپنِ خاورمیانه بود.» این گزاره آنقدر تکرار شده که برای بخشی از نسل جوان به یک حقیقت بدیهی تبدیل شده است. اما تاریخ را نمیتوان با شعار نوشت. برای قضاوت درباره هر حکومتی باید دید زیر پوست آمارهای رسمی چه میگذشت و اقتصاد کشور بر چه پایهای استوار بود.
واقعیت این است که بخش مهمی از شکوه ظاهری ایران در دهه ۱۳۵۰ نه بر پایه تولید ملی، بلکه بر موج درآمدهای نفتی بنا شده بود. افزایش ناگهانی قیمت نفت پس از سال ۱۳۵۲ میلیاردها دلار پول وارد خزانه حکومت کرد. شاه تصور میکرد ایران در آستانه تبدیل شدن به یکی از قدرتهای بزرگ جهان قرار گرفته است؛ اما این درآمد سرشار بیش از آنکه صرف تقویت بنیه تولیدی کشور شود، به سمت واردات گسترده کالاهای خارجی سرازیر شد.
اقتصاددانان از چنین وضعیتی با عنوان «اقتصاد رانتی» یاد میکنند؛ اقتصادی که به جای خلق ثروت از طریق تولید، بر درآمدهای حاصل از فروش منابع طبیعی تکیه دارد. در چنین ساختاری دولت به جای حمایت از تولیدکننده داخلی، سادهترین راه را انتخاب میکند: واردات.
در سالهای پایانی حکومت پهلوی، حجم واردات ایران به شکل کمسابقهای افزایش یافت. واردات تنها محدود به ماشینآلات صنعتی یا فناوریهای پیشرفته نبود. اسناد مطبوعاتی همان دوران نشان میدهد که فهرست کالاهای وارداتی شامل اقلامی میشد که تولید آنها برای کشوری با جمعیت دهها میلیونی و منابع گسترده کشاورزی و صنعتی نباید دشوار میبود.
این مسئله حتی صدای برخی نویسندگان و روزنامهنگاران همان دوره را نیز درآورد. انتقادها تنها از سوی مخالفان سیاسی حکومت مطرح نمیشد؛ بلکه در برخی روزنامههای رسمی نیز میتوان نشانههای نارضایتی از وابستگی فزاینده اقتصاد کشور به واردات را مشاهده کرد.
مشکل اصلی اما فقط واردات چند قلم کالای مصرفی نبود. مسئله این بود که درآمدهای نفتی به جای آنکه زنجیرههای تولید داخلی را تقویت کند، بازار ایران را به ویترینی برای کالاهای خارجی تبدیل کرده بود. کارخانههای مونتاژ رشد میکردند اما بسیاری از فناوریهای کلیدی، قطعات، مواد اولیه و دانش فنی همچنان از خارج تأمین میشد. در ظاهر صنعت وجود داشت، اما بخش مهمی از آن بدون واردات خارجی قادر به ادامه فعالیت نبود.
حتی برخی پژوهشگران منتقد جمهوری اسلامی نیز اذعان کردهاند که اقتصاد ایران در دهههای پایانی حکومت پهلوی وابستگی شدیدی به درآمد نفت و واردات داشت. «هما کاتوزیان» از جمله پژوهشگرانی است که بارها به ماهیت نفتی و دولتمحور اقتصاد ایران در دوران پهلوی اشاره کرده است. «یرواند آبراهامیان» نیز در بررسی ساختار اجتماعی و اقتصادی ایران، رشد نامتوازن و شکاف میان توسعه ظاهری و واقعیتهای اجتماعی را یکی از عوامل شکلگیری نارضایتی عمومی میداند.
از سوی دیگر، رشد اقتصادی سالهای پایانی حکومت پهلوی به شدت با درآمد نفت گره خورده بود. به بیان ساده، هر زمان درآمد نفت افزایش پیدا میکرد، رشد اقتصادی نیز جهش مییافت و با کاهش درآمدها یا بروز بحران، اقتصاد دچار تلاطم میشد. این وابستگی شدید یکی از نشانههای کلاسیک یک اقتصاد غیرمولد محسوب میشود.
طرفداران پهلوی معمولاً با اشاره به بزرگراهها، برجها، جشنهای ۲۵۰۰ ساله و خریدهای عظیم نظامی از «ایران در آستانه ابرقدرت شدن» سخن میگویند. اما سؤال مهم اینجاست: کشوری که قرار بود ژاپن خاورمیانه شود، چرا بخش قابل توجهی از نیازهای مصرفی خود را از خارج تأمین میکرد؟ چرا کشاورزی ایران با وجود برخورداری از منابع گسترده آب و خاک در بسیاری از مناطق، نتوانست به نقطهای برسد که بازار داخلی را به طور کامل پوشش دهد؟ چرا درآمدهای نفتی بیشتر به مصرف و واردات منجر شد تا توسعه پایدار تولید؟
ژاپن شدن تنها با خرید کالا، وارد کردن تکنولوژی و برگزاری جشنهای پرهزینه ممکن نیست. ژاپن نتیجه دههها سرمایهگذاری روی آموزش، فناوری، بهرهوری، تولید و صادرات بود. در حالی که اقتصاد ایرانِ دهه ۱۳۵۰ بیش از هر چیز بر فروش نفت و هزینه کردن دلارهای نفتی استوار شده بود.
شاید به همین دلیل باشد که با نخستین نشانههای بحران در اواخر دهه ۱۳۵۰، بسیاری از ضعفهای پنهان ساختار اقتصادی کشور آشکار شد. اقتصادی که بر پایه تولید ملی استوار باشد، در برابر شوکها مقاومتر عمل میکند؛ اما اقتصادی که به درآمد نفت و واردات وابسته باشد، با هر تکانهای آسیبپذیر خواهد شد.
بنابراین پیش از آنکه دوباره جمله «اگر انقلاب نمیشد ژاپن میشدیم» را تکرار کنیم، باید از خود بپرسیم: آیا کشوری که بخش مهمی از قدرت اقتصادیاش بر نفت و واردات استوار شده بود، واقعاً در مسیر ژاپن شدن قرار داشت یا در مسیر تبدیل شدن به بازاری بزرگ برای کالاهای خارجی؟
تاریخ را نمیتوان با نوستالژی نوشت؛ تاریخ را باید با اسناد خواند.
منابع :
Iran Between Two Revolutions اثر Ervand Abrahamian.
Homa Katouzian، آثار مربوط به اقتصاد سیاسی ایران و دولت رانتی.
مقاله «Identifying the Main Factors of Iran’s Economic Growth using Growth Accounting Framework» درباره وابستگی رشد اقتصادی ایران به درآمد نفت.
روزنامه اطلاعات، مرداد ۱۳۵۱، ستون «حاشیهپرداز» نوشته هادی خرسندی درباره واردات کالاهای مصرفی.
دیدگاهتان را بنویسید