جستجو برای:
سبد خرید 0
  • خانه
  • موضوعات
    • تجربیات تاریخی
      • تجربه نگاری تاریخ پهلوی
      • تجربه نگاری تاریخ کشورهای توسعه یافته
      • تجربه نگاری کشورهای مستعمره
    • سوالات و شبهات
      • سوالات و شبهات سیاسی
      • سوالات و شبهات اقتصادی
      • سوالات و شبهات اجتماعی
    • سواد رسانه
      • تکنیک های عملیات روانی
    • دشمن شناسی
    • رویدادهای جهانی
    • منابع معتبر
  • برترین رسانه ها
  • دوره های آموزشی
  • درباره ما
  • تماس با ما
ورود
[suncode_otp_login_form]
گذرواژه خود را فراموش کرده اید؟
عضویت
[suncode_otp_registration_form]

داده های شخصی شما برای پشتیبانی از تجربه شما در این وب سایت، برای مدیریت دسترسی به حساب کاربری شما و برای اهداف دیگری که در privacy policy ما شرح داده می شود مورد استفاده قرار می گیرد.

بی نقاب
  • خانه
  • موضوعات
    • تجربیات تاریخی
      • تجربه نگاری تاریخ پهلوی
      • تجربه نگاری تاریخ کشورهای توسعه یافته
      • تجربه نگاری کشورهای مستعمره
    • سوالات و شبهات
      • سوالات و شبهات سیاسی
      • سوالات و شبهات اقتصادی
      • سوالات و شبهات اجتماعی
    • سواد رسانه
      • تکنیک های عملیات روانی
    • دشمن شناسی
    • رویدادهای جهانی
    • منابع معتبر
  • برترین رسانه ها
  • دوره های آموزشی
  • درباره ما
  • تماس با ما
شروع کنید
آخرین اطلاعیه ها
لطفا برای نمایش اطلاعیه ها وارد شوید

وبلاگ

بی نقاب > اخبار > تجربیات تاریخی > تجربه نگاری تاریخ پهلوی > «اگر انقلاب نمی‌شد ژاپن می‌شدیم!»؛ پس چرا بند تنبان و وازلین را هم وارد می‌کردیم؟

«اگر انقلاب نمی‌شد ژاپن می‌شدیم!»؛ پس چرا بند تنبان و وازلین را هم وارد می‌کردیم؟

7 تیر 1405
تجربه نگاری تاریخ پهلوی

سال‌هاست که طرفداران حکومت پهلوی یک جمله را مدام تکرار می‌کنند: «اگر انقلاب نمی‌شد، ایران امروز ژاپنِ خاورمیانه بود.» این گزاره آن‌قدر تکرار شده که برای بخشی از نسل جوان به یک حقیقت بدیهی تبدیل شده است. اما تاریخ را نمی‌توان با شعار نوشت. برای قضاوت درباره هر حکومتی باید دید زیر پوست آمارهای رسمی چه می‌گذشت و اقتصاد کشور بر چه پایه‌ای استوار بود.

واقعیت این است که بخش مهمی از شکوه ظاهری ایران در دهه ۱۳۵۰ نه بر پایه تولید ملی، بلکه بر موج درآمدهای نفتی بنا شده بود. افزایش ناگهانی قیمت نفت پس از سال ۱۳۵۲ میلیاردها دلار پول وارد خزانه حکومت کرد. شاه تصور می‌کرد ایران در آستانه تبدیل شدن به یکی از قدرت‌های بزرگ جهان قرار گرفته است؛ اما این درآمد سرشار بیش از آنکه صرف تقویت بنیه تولیدی کشور شود، به سمت واردات گسترده کالاهای خارجی سرازیر شد.

اقتصاددانان از چنین وضعیتی با عنوان «اقتصاد رانتی» یاد می‌کنند؛ اقتصادی که به جای خلق ثروت از طریق تولید، بر درآمدهای حاصل از فروش منابع طبیعی تکیه دارد. در چنین ساختاری دولت به جای حمایت از تولیدکننده داخلی، ساده‌ترین راه را انتخاب می‌کند: واردات.

در سال‌های پایانی حکومت پهلوی، حجم واردات ایران به شکل کم‌سابقه‌ای افزایش یافت. واردات تنها محدود به ماشین‌آلات صنعتی یا فناوری‌های پیشرفته نبود. اسناد مطبوعاتی همان دوران نشان می‌دهد که فهرست کالاهای وارداتی شامل اقلامی می‌شد که تولید آنها برای کشوری با جمعیت ده‌ها میلیونی و منابع گسترده کشاورزی و صنعتی نباید دشوار می‌بود.

این مسئله حتی صدای برخی نویسندگان و روزنامه‌نگاران همان دوره را نیز درآورد. انتقادها تنها از سوی مخالفان سیاسی حکومت مطرح نمی‌شد؛ بلکه در برخی روزنامه‌های رسمی نیز می‌توان نشانه‌های نارضایتی از وابستگی فزاینده اقتصاد کشور به واردات را مشاهده کرد.

مشکل اصلی اما فقط واردات چند قلم کالای مصرفی نبود. مسئله این بود که درآمدهای نفتی به جای آنکه زنجیره‌های تولید داخلی را تقویت کند، بازار ایران را به ویترینی برای کالاهای خارجی تبدیل کرده بود. کارخانه‌های مونتاژ رشد می‌کردند اما بسیاری از فناوری‌های کلیدی، قطعات، مواد اولیه و دانش فنی همچنان از خارج تأمین می‌شد. در ظاهر صنعت وجود داشت، اما بخش مهمی از آن بدون واردات خارجی قادر به ادامه فعالیت نبود.

حتی برخی پژوهشگران منتقد جمهوری اسلامی نیز اذعان کرده‌اند که اقتصاد ایران در دهه‌های پایانی حکومت پهلوی وابستگی شدیدی به درآمد نفت و واردات داشت. «هما کاتوزیان» از جمله پژوهشگرانی است که بارها به ماهیت نفتی و دولت‌محور اقتصاد ایران در دوران پهلوی اشاره کرده است. «یرواند آبراهامیان» نیز در بررسی ساختار اجتماعی و اقتصادی ایران، رشد نامتوازن و شکاف میان توسعه ظاهری و واقعیت‌های اجتماعی را یکی از عوامل شکل‌گیری نارضایتی عمومی می‌داند.

از سوی دیگر، رشد اقتصادی سال‌های پایانی حکومت پهلوی به شدت با درآمد نفت گره خورده بود. به بیان ساده، هر زمان درآمد نفت افزایش پیدا می‌کرد، رشد اقتصادی نیز جهش می‌یافت و با کاهش درآمدها یا بروز بحران، اقتصاد دچار تلاطم می‌شد. این وابستگی شدید یکی از نشانه‌های کلاسیک یک اقتصاد غیرمولد محسوب می‌شود.

طرفداران پهلوی معمولاً با اشاره به بزرگراه‌ها، برج‌ها، جشن‌های ۲۵۰۰ ساله و خریدهای عظیم نظامی از «ایران در آستانه ابرقدرت شدن» سخن می‌گویند. اما سؤال مهم اینجاست: کشوری که قرار بود ژاپن خاورمیانه شود، چرا بخش قابل توجهی از نیازهای مصرفی خود را از خارج تأمین می‌کرد؟ چرا کشاورزی ایران با وجود برخورداری از منابع گسترده آب و خاک در بسیاری از مناطق، نتوانست به نقطه‌ای برسد که بازار داخلی را به طور کامل پوشش دهد؟ چرا درآمدهای نفتی بیشتر به مصرف و واردات منجر شد تا توسعه پایدار تولید؟

ژاپن شدن تنها با خرید کالا، وارد کردن تکنولوژی و برگزاری جشن‌های پرهزینه ممکن نیست. ژاپن نتیجه دهه‌ها سرمایه‌گذاری روی آموزش، فناوری، بهره‌وری، تولید و صادرات بود. در حالی که اقتصاد ایرانِ دهه ۱۳۵۰ بیش از هر چیز بر فروش نفت و هزینه کردن دلارهای نفتی استوار شده بود.

شاید به همین دلیل باشد که با نخستین نشانه‌های بحران در اواخر دهه ۱۳۵۰، بسیاری از ضعف‌های پنهان ساختار اقتصادی کشور آشکار شد. اقتصادی که بر پایه تولید ملی استوار باشد، در برابر شوک‌ها مقاوم‌تر عمل می‌کند؛ اما اقتصادی که به درآمد نفت و واردات وابسته باشد، با هر تکانه‌ای آسیب‌پذیر خواهد شد.

بنابراین پیش از آنکه دوباره جمله «اگر انقلاب نمی‌شد ژاپن می‌شدیم» را تکرار کنیم، باید از خود بپرسیم: آیا کشوری که بخش مهمی از قدرت اقتصادی‌اش بر نفت و واردات استوار شده بود، واقعاً در مسیر ژاپن شدن قرار داشت یا در مسیر تبدیل شدن به بازاری بزرگ برای کالاهای خارجی؟

تاریخ را نمی‌توان با نوستالژی نوشت؛ تاریخ را باید با اسناد خواند.

 

منابع :
Iran Between Two Revolutions اثر Ervand Abrahamian.
Homa Katouzian، آثار مربوط به اقتصاد سیاسی ایران و دولت رانتی.
مقاله «Identifying the Main Factors of Iran’s Economic Growth using Growth Accounting Framework» درباره وابستگی رشد اقتصادی ایران به درآمد نفت.
روزنامه اطلاعات، مرداد ۱۳۵۱، ستون «حاشیه‌پرداز» نوشته هادی خرسندی درباره واردات کالاهای مصرفی.

قبلی آیا امام خمینی گفت «اقتصاد مال خر است»؟ | بررسی شایعات

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

جستجو برای:
پشتیبانی

توجه: این بخش از پیشخوان ← نمایش ← ابزارک ها ← نوار کناری وبلاگ قابل ویرایش است

دسته‌ها
  • تجربه نگاری تاریخ پهلوی
  • تجربه نگاری کشورهای مستعمره
  • سوالات و شبهات اقتصادی
  • سوالات و شبهات سیاسی
برچسب‌ها
آمریکا چطور به قله رسید؟ (1) آیا امام خمینی هندی است (1) آیا ما به قله رسیده‌ایم (1) آیا مادر رضاشاه اهل باکو بوده اس (1) آیا مادر محمدرضا شاه پهلوی اهل قفقاز بوده است (1) اقتصاد در اندیشه امام خمینی (1) اقتصاد مقاومتی و پیشرفت (1) امام خمینی اقتصاد مال خر است (1) امام خمینی و مارکسیسم (1) به چه دلیل می‌گویید ما به قله رسیده‌ایم؟ (1) تاثیر واردات کالای مصرفی بر اقتصاد کشور (1) تاریخ بحران‌های اقتصادی آمریکا (1) تاریخ بحران‌های اقتصادی هلند (1) تاریخ پیشرفت کشور آمریکا (1) تحریف سخنان امام خمینی (1) جمله اقتصاد مال خر است (1) راه ورود به بازارهای جهانی (1) سادات موسوی (1) ساواک و مقاله احمد رشیدی مطلق (1) سایت بی نقاب (1) سایت جهاد تبیین (1) سایت پاسخ به شایعات (1) شایعه درباره امام خمینی (1) شایعه زیارت مکه و صنایع ایران (1) شایعه هندی بودن امام خمینی (1) شبهه هندی بودن امام خمینی (1) علت هندی بودن امام خمینی چیست (1) عواقب واردات بی‌رویه (1) قیمت سیب زمینی در آلمان (1) ما به قله رسیده‌ایم یعنی چه؟ (1) مادر رضا شاه کجایی بود (1) مسیر رسیدن به قله (1) مسیر رشد اقتصادی هلند (1) میزان آورده ارزی شرکت‌های دانش بنیان (1) نقش شرکت‌های دانش بنیان در پیشرفت کشور؟ (1) نژاد پهلوی (1) پاسخ به شایعات تاریخی (1) پاسخ به شایعات درباره امام خمینی (1) پاسخ به شایعات سیاسی (1) پدر و مادر رضا شاه کجایی بودند (1) چرا خمینی هندی بوده است (1) چرا ما به قله رسیده‌ایم (1) چرا می گویند امام خمینی هندی بوده است (1) کشمیر و امام خمینی (1) گرانی سیب زمینی در آلمان (1)
© 1402. قالب استادیار نسخه سیمین دانشور - طراحی سان کد

طراحی وب

  • 4 دوره

طراحی

  • 3 دوره

فن بیان

  • 3 دوره

عکاسی

  • 3 دوره

بورس

  • 3 دوره

کتاب

  • 5 محصول

تجربیات تاریخی

  • 2 نوشته

سوالات و شبهات

  • 6 نوشته
برای مشاهده خریدهای خود باید وارد حساب کاربری خود شوید
Facebook Twitter Youtube Instagram Whatsapp