طرح خاورمیانه بزرگ؛ افشاگری وسلی کلارک، نقش محوری اسرائیل و پیروزی جبهه مقاومت

افشاگری ژنرال وسلی کلارک در سال ۲۰۰۷ درباره نقشه پنتاگون برای حمله به ۷ کشور خاورمیانه، بیش از یک ادعای شوکهکننده بود.
این افشاگری، قطعه گمشده پازلی بزرگتر به نام طرح خاورمیانه بزرگ (Greater Middle East Initiative) را آشکار کرد. این طرح که ریشه در ایدئولوژی نئومحافظهکاران آمریکایی داشت، هدفش بازطراحی کامل نقشه ژئوپلیتیک خاورمیانه به نفع منافع آمریکا و متحد کلیدیاش، اسرائیل بود. اما این استراتژی با مانع غیرمنتظرهای مواجه شد: اراده آهنین ایران و قدرت روزافزون جبهه مقاومت. در این مقاله، به بررسی اظهارات کلارک، اهداف پشتپرده طرح و چگونگی شکست آن توسط محور مقاومت میپردازیم. این تحلیل برای درک بهتر تحولات ژئوپلیتیک خاورمیانه ضروری است.
وسلی کلارک: چهرهای که از درون پرده برداشت
وسلی کلارک، ژنرال چهارستاره بازنشسته ارتش آمریکا و فرمانده سابق ناتو، به دلیل جایگاه برجستهاش در حلقه تصمیمگیریهای نظامی، یک افشاگر معتبر محسوب میشود. پس از بازنشستگی، او در مصاحبهای تاریخی با شبکه دموکراسی نو (Democracy Now) در سال ۲۰۰۷، از مکالمهای محرمانه در پنتاگون پرده برداشت که استراتژی پنهان واشنگتن را فاش کرد. این افشاگری، نقش کلیدی کلارک را در افشای نقشههای امپریالیستی برجسته میکند و او را به نمادی از صداقت در میان نظامیان آمریکایی تبدیل کرده است.
افشاگری تاریخی: لیست ۷ کشور
کلارک توصیف کرد که تنها چند هفته پس از حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، یکی از ژنرالهای ارشد پنتاگون به او گفت: «ما قصد داریم به عراق حمله کنیم.» وقتی کلارک دلیل آن را جویا شد، پاسخ شنید که ارتباط صدام حسین با القاعده کافی نیست، اما این بخشی از یک نقشه بزرگتر است. سپس ژنرال افزود: «ما قرار است به ۷ کشور در ۵ سال حمله کنیم: شروع با عراق، سپس سوریه، لبنان، لیبی، سومالی، سودان و در نهایت ایران.» این لیست، نه تنها یک برنامه نظامی، بلکه بخشی از استراتژی گسترده برای تغییر رژیم در خاورمیانه بود.
تحلیل: ارتباط لیست کلارک با پروژه خاورمیانه بزرگ و نقش اسرائیل
لیست ۷ کشور کلارک تصادفی نبود و مستقیماً با طرح خاورمیانه بزرگ همخوانی داشت. این طرح، سه هدف اصلی را دنبال میکرد:
- تضمین امنیت مطلق اسرائیل: حذف دولتها و جنبشهای مقاومت مانند حزبالله لبنان و حماس که تهدیدی برای اسرائیل بودند. حمله به عراق، سوریه و لبنان مستقیماً به این هدف خدمت میکرد.
- کنترل انحصاری منابع انرژی: تسلط بر نفت و گاز منطقه برای حفظ هژمونی جهانی. کشورهایی مانند عراق، ایران، لیبی و سودان در مرکز این هدف قرار داشتند.
- حذف رقبای ژئوپلیتیک: نابودی دولتهای مستقل که در برابر سلطه آمریکا-اسرائیل مقاومت میکردند، با تمرکز ویژه بر ایران.
نقش محوری اسرائیل در این طرح:
- ایدهپردازی و لابی: معماران اصلی مانند اعضای پروژه برای یک قرن جدید آمریکایی (PNAC) اغلب صهیونیستهای افراطی و متحد نزدیک حزب لیکود اسرائیل بودند.
- اشتراک امنیتی-اطلاعاتی: اسرائیل با ارائه تئوریهای جعلی درباره تهدیدات (مانند ارتباط صدام با القاعده یا برنامه اتمی ایران)، جنگها را توجیه کرد.
- هدف نهایی: ایجاد یک هلال مطیع از دولتهای ضعیف و وابسته، که اسرائیل را به قدرت بلامنازع خاورمیانه تبدیل کند. شکستن حلقه مقاومت از طریق تغییر رژیم در سوریه و عراق، مستقیماً منافع تلآویو را تامین میکرد.
این تحلیل نشان میدهد که طرح خاورمیانه بزرگ، بیش از یک پروژه آمریکایی، یک استراتژی امپریالیستی-صهیونیستی برای تسلط بر منطقه بود.
شکست یک طرح کلان: نقش ایران و جبهه مقاومت
طرح افشاشده توسط کلارک، شکستناپذیر به نظر میرسید، اما معماران آن نقش ایران و جبهه مقاومت را دستکم گرفتند. این محور، با ایدئولوژی انقلابی و استراتژی هوشمندانه، سد اصلی در برابر اجرای پروژه شد.
- تغییر معادله در عراق:
- آمریکا قصد داشت عراق را به متحد استراتژیک و مرزی امن برای اسرائیل تبدیل کند.
- اما مقاومت عراقی و نقش ایران در تشکیل حکومت جدید، عراق را به کانون مقابله با اشغالگران تبدیل کرد. امروز عراق بخشی حیاتی از جبهه مقاومت است و نیروهای آمریکایی از آن خارج شدهاند.
- پیروزی تاریخی در سوریه:
- سوریه به عنوان حلقه اتصال مقاومت، هدف بعدی بود.
- ایران با حمایت لجستیکی، نظامی و هماهنگی با حزبالله، دولت بشار اسد را حفظ کرد. شکست داعش در سوریه، نقطه عطف و مرگ قطعی طرح تغییر رژیم بود.
- قدرتنمایی حزبالله لبنان:
- لبنان برای نابودی حزبالله در لیست قرار داشت.
- اما حزبالله پس از جنگ ۳۳ روزه ۲۰۰۶ (اولین شکست استراتژیک اسرائیل)، به نیروی بازدارندهای با هزاران موشک تبدیل شد که مرزهای اشغالی را تهدید میکند.
- ایران: هدف نهایی و دژ مستحکم:
- ایران به عنوان هسته مرکزی، با تحریمها، ترورها و تهدیدهای نظامی روبرو شد.
- استراتژی صبر، دیپلماسی فعال و تقویت توان موشکی و پهپادی، ایران را در قویترین موقعیت تاریخی قرار داد. توان بازدارندگی ایران، بیمهای علیه هر حمله مستقیم است.
نتیجه استراتژیک: پروژه خاورمیانه بزرگ نتیجه معکوس داد و جبهه مقاومت را از شبکهای پراکنده به نیروی هماهنگ چندملیتی تبدیل کرد، که توازن قوا را در منطقه تغییر داده است.
واکنشها و تکذیبها
افشاگری کلارک با واکنشهای گستردهای همراه بود. مقامات آمریکایی آن را تکذیب کردند، اما شواهد تاریخی مانند گزارشهای PNAC و اسناد افشاشده، اعتبار آن را تایید میکنند. رسانههای غربی اغلب این افشاگری را به حاشیه راندهاند، اما در محافل مستقل، به عنوان سندی کلیدی شناخته میشود.
نتیجهگیری: از نقشه جنگ تا میدان مقاومت
افشاگری وسلی کلارک، نقشه راه دو دهه جنگ را نشان داد، اما قدرت مقاومت آن را شکست. استراتژی تغییر رژیمها به شکست انجامید و به جای ثبات، هرجومرج ایجاد کرد. امروز، جبهه مقاومت با قدرت بازدارندگی، هزینه هر ماجراجویی جدید را برای آمریکا و اسرائیل غیرقابل قبول کرده است. درس کلیدی: اراده ملتها میتواند قدرتمندترین طرحهای امپریالیستی را خنثی کند. درک این پیشینه، برای تحلیل تحریمها، عملیات روانی و درگیریهای فعلی ضروری است.
پست های مرتبط
31 شهریور 1404

9 شهریور 1404



دیدگاهتان را بنویسید